سعيد غلامی استاد تذهيب
Professeur GHOLAMI- TAZHIB

مصاحبه راديوئی با استاد به زودی به سمع شما خواهد رسيد
استاد قاسم(سعيد) غلامي متولد سال 1345 در تهران است وي در سال 1376 موفق به اخذ مدرك ليسانس در رشته هنر، گرايش نقاشي از دانشگاه سوره شد او كار تذهيب را از سال 1370 به صورت جدي آغاز كرد و تا كنون آثار متعددي از اين هنرمند ارزشمند كشورمان در نمايشگاههاي گروهي و انفرادي به نمايش درآمده در مجال اندكي كه دست داد مصاحبهاي با ايشان ترتيب دادهايم كه در پيميآيد.
استاد در ابتدا ضمن معرفي خودتان كمي در مورد پيشينه و نقطه آغاز تذهيب توضيح دهيد.
من قاسم غلامي هستم حدود15سال است كه كار تذهيب انجام ميدهم كه از اين مدت 10 سال به صورت حرفهاي كار كردهام. از هنرمندان گروه نگارگري زير مجموعه واحد تجسمي حوزه هنري هستم و در دانشگاههاي مختلف به صورت مدرس تدريس داشتهام. در مورد نقطه آغاز هنرتذهيب؛ منشاء اين هنر همانند ساير هنرها همان منشاء حسن و جمال الهي است زماني كه درك احساس زيبايي به بشر اعطا شد، اين جلوه زيبا به جان آدمي نشاط و سرور بخشيد و سبب شد آدمي كه تنها تماشاگر و درك كننده اين همه زيبايي بود به تصوير مشاهدات خويش بپردازد و اين خود نقطه آغاز و ابداع آثار جاودان بشري بود. در اين ميان نقوش تجريدي و آناليز شده، ابتداييترين نقوش بشري است كه به ثبت رسيده، زيرا انسان آن روزگار نگاهي بيپيرايه به اطراف خويش داشت، اين نقوش طي ساليان دراز دستخوش تغييرات و تحولات بسياري شد در اين ميان تذهيب كه برگرفته از نقوش تجريدي و آناليز شدهنباتي و حيوانيست، با تكيه بر اين پيشينه هنري و با تكيه بر اساس و اصول هنر معنوي، تمام زيبايي خويش را در دوران اسلامي به كار ميگيرد تا به اين درجه از كمال برسد كه درتزئين و صفحه آرايي كلام الله مجيد مورد استفاده قرار گيرد و همچنين مفاهيم و معاني قرآن بر جزءجزء اين هنر در شكل و رنگ و فرم و حتي اصول و مباني اين هنر تاثير ميگذارد و باعث غناء و قوام اين هنر ميشود و آنقدر اين تاثير ژرف و عميق است كه اين هنر در دوران مختلف باعث احياء و بقاي هنرهايي چون كاشيكاري، فرشبافي،قلمزني، معرق شده تا جايي كه هنر تذهيب با وجود اينكه زيرمجموعهاي از نگارگري است در پارهاي از موارد به آن شرف و روحانيت ميبخشد. در اين ميان عدهاي بر اين اعتقاد هستند كه نقوش تذهيب اساسا به منظور تزئين قرآن پديد آمده است، اين عقيده بيانگر ناآشنايي اين عده با تاريخچه اين هنر است زيرا تذهيب حتي در دوره قبل از اسلام نيزبه چشم ميخورد و در دوران ساساني به وضوح ديده ميشود منتها تذهيب در دوران اسلامي با كلام حضرت حق عجين شد و اساسا بايد مولودي باشد تا تحت تربيت هنر ديني و در خدمت آن قرار گيرد. به عقيده من تذهيب ماندگارترين و اصيلترين هنر دوران است و هيچگاه از روحانيت و قداست اين هنر كاسته نشدهاست
.
با توجه به اينكه اين هنر به نوعي مذهبي و اسلامي است آيا در ديگر كشورهاي اسلامي هم به آن پرداخته ميشود ياخير؟
اينكه بگوييم اين هنر هنر مذهبي و اسلامي است تا حدودي هم درست است و هم اشتباه چون پيش زمينه اين هنر به پيش از اسلام بر مي گردد در واقع چون هنر دوره ساساني در خدمت اسلام قرار گرفت تحت تاثير فرهنگ اسلامي با هنر اسلامي همسو شد در ديگر كشورهاي اسلامي هم به نوعي به اين هنرپرداخته شدهولي از ديدگاه من اين هنر در ديگر كشورهاي اسلامي نظير كشورهاي عربي و كشور تركيه كه عثماني گفته ميشده يك هنر تزئيني بوده است ولي اگر بخواهيم تحولات را ببينيم بايد به مهد اين هنر كه ايران زمين است نگاه كنيم مي بينيم تحول و دگرگوني در اين هنر در اين سرزمين بيش از ساير كشورها مثل تركيه يا مالزي يا كشورهاي عربي به وجود آمده آنها فرمها را به شيوه سنتي و خيلي ابتدايي به كار گرفتهاند ولي در ايران هميشه ما تغيير و تحول را داشتهايم گذشته از همه اين مطالب قلمرو حكومت ايراني آن دوران سطح وسيعي را به خود اختصاص داده بود و تقريبا اكثر مناطقي كه نام برديم در آن زمان جزو قلمرو ايران بودهاند.
به طور كلي جوهر و مهد اين هنر در قلوب هنرمندان آن است و ميتوان گفت براي آن نميتوان مرز جغرافيايي ترسيم كرد در اين بين هنرمندان ايراني مفتخرند كه زيباترين و دلنوازترين آثار را در اين زمينه هنري خلق كردهاند
.
نحوه آشنايي شما با اين هنر چگونه بود و چطور شد كه از ميان تمام گرايشات هنري شما به اين رشته و گرايش علاقهمند شده و پرداختهايد؟
من از ابتدا به هنر علاقهمند بودم ولي نحوه آشنايي من با اين هنر اگر شما به دل و قلب عقيده داشته باشيد كمي دلي بوده و توسلي كه به امام هشتم پيدا كردم و به نوعي سرنوشتم با اين هنر رقم خورد و به خيلي نكات در اين هنر برخوردم كه با هيچ آموزش و تعليمي نمي توانستم به آن برسم.
آيا تذهيب به صورت رشتهمستقلي در دانشگاه تدريس ميشود؟
خير متاسفانه اينطور نيست ولي اين رشته به صورت واحدي از هنرهاي سنتي يا نقاشي آموزش داده ميشود.
استاد غلامي به نظر ميرسد هنر تذهيب يك هنر تكميلي است كه هميشه در كنار خط و خوشنويسي بهكار گرفته ميشود آيا اين هنر به صورت مستقل از خوشنويسي ارائه ميشود؟
البته همانطور كه ميدانيد هنرها خيلي متفاوت هستند كه تجريدي ترين آنها هنر خوشنويسي است و در هنرهاي سنتي كه ما داريم غير از خوشنويسي هنر تذهيب تجريدي ترين و انتزاعيترين هنر است كه كنار هنر خوشنويسي قرار ميگيرد نه از اين لحاظ كه وابسته به خوشنويسي باشد بلكه به نوعي اين قضيه عكس است اگر يك خوشنويس كارش را به تنهايي ارائه كند كارش براي مخاطب نماي خاصي ندارد براي همين به هنر تذهيب رجوع ميكند چون اين هنر در تار و پود خط ميپيچد و هيچ لطمهاي به اين هنر نميزند و هميشه وقتي اين هنر كنار خط قرار گرفته خودش را در پلان دوم قرار داده طوري كه تاثيري نگذارد مبني بر اينكه هنر خط به چشم نيايد به طور كلي اين هنر جزو هنر نگارگري و مستقل و متفاوت است در دوسالانههايي كه در ايران برگزار ميشود قسمتي از جايگاه هنرهاي نگارگري به كارهاي تذهيب اختصاص پيدا كرده و نه تنها به هنر خوشنويسي وابستگي ندارد بلكه به اين هنر كمك ميكند كه براي مخاطب جلوهخاصي پيدا كند
.
ساير هنرهاي در دورههاي مختلف تاريخي دچار تغيير و تحولاتي شدهاند هنر تذهيب در دورههاي مختلف چه مراحلي را طي كرده و دچار چه تغييرات و تحولاتي شده است؟
اين هنر همه شئون فرهنگي و هنري خود را به طور مستقل دربر دارد تا آنجا كه امانتدار هنر ديني شده و در حكمت خويش رجوع به عالم قدس و غيب دارد؛ عالم قدس كه محل ظهور و باطن امور است تمام حقايق را با جلوه مجرد به نمايش ميگذارد و آنقدر اين وسعت گسترده شده كه به عنوان هنر تكميلي در كنار خوشنويسي و احياگر هنرهاي فرش و كاشيكاري جلوهگر ميشود.
خوشبختانه در دوره فعلي توانستهاند براي اين هنر مباني، فرم ، رنگ و طرح تعريف كنند و آن را به صورت دروس عالي در سطح آكادمي به دانشجويان و هنرجويان اين هنر آموزش دهند. ميشود پيشينه اين هنر را به دوران قبل از اسلام برد حتي به دوران اوليهاي كه ظروف سفالي توسط انسان ساخته شد و نقش و نگارهايي روي آنها تصوير شد و قبل از اسلام در دوره ساساني در هنر پارچه، گبه و گليم خيلي از آن استفاده شده و بعد از اسلام هم چون اين هنر هنري انتزاعي بوده و از نقاشي تعيني يا رئال دور بوده براي تزئين قران و كتابهاي هنري از آن استفاده شده ميتوان گفت در صدر اسلام براي كتابآرايي به اين هنر بهاي بيشتري داده شد تحولات مختلفي درمكاتب مختلف از نظر فرم و رنگ بسته به هر دوره تاريخي در آن به وجود آمده؛ هم تاثير گذاشته و هم تاثير پذيرفته و به نوعي ميتوان گفت دائما با روزگار و عصر خود در تعامل بوده به عنوان مثال در زمان حمله مغول با وجودي كه خيلي سعي شده اصالت اين هنر حفظ شود به دليل جنگي كه در جريان بوده فرمها خيلي خلاصهتر و سادهتر شده انگار آن اضطراب، عجله و سعي براي فرار از ظلم و ستمي كه در جنگ بوده در كارهاي تذهيب نمود يافته يا در مكتب شيراز ميبينيم كه رنگها به صور متفاوتي به كار گرفته شده است. تغييرات بارزي اتفاق افتاده به عنوان مثال فرم اسليمي كه به اعتقاد من قبل از اسلام وجود نداشته و بعد از دوران اسلامي به وجود آمده و پيش از آن فرمها فقط به صورت ختايي بوده كه به ختن يا همان باغ بهشت كه در فرهنگ ما وجود داشته اشاره دارند ولي در دوران اسلامي خطوط اسليمي شكل ميگيرد كه دركنار خطوط كوفي كه در بناهاي اسلامي به كار ميرفته پيچيده ميشود و اينها از تغييرات واضحي است كه در اين هنر اتفاق افتاده ولي در دوره فعلي اسليمي و ختايي كنارهم قرار ميگيرد و به صورت خيلي زيبا و با رنگهاي متناسب و به شكلي كاملا هماهنگ و چشم نواز ديده ميشود
.
هنر تذهيب را غير روي كاغذ و در گالريها كجا ميتوان ديد؟
در كاشيكاري كه در دورهاي باعث رونق اين كار شد در نقوش فرش هم به همين شكل فرش ما در دوراني دچار بحران ميشود و تذهيب به كمك اين هنر كه رو به نابودي ميرفت ميآيد و آن را احيا ميكند كه ميبينيم در فرش فرمهاي مختلفي را ميبينيم نظير شمسه لچك ترنج يا حتي حاشيه كه باعث غناي اين هنر شده و خوشبختانه در زيبا سازي سيماي شهر هم اخيرا از اين هنر استفاده ميكنند حتي در كاشيكاري اماكن مذهبي هم به وفور ديدهميشود
.
يادگيري اين هنر چگونه است؟
هنرمند مذهب اول بايد با خود تذهيب آشنا بشود يعني اول فرمهاي اصلي شامل ختاييها و اسليميها را بشناسد و وقتي مسلط شد ميتواند در هر شاخهاي فعاليت كند ميتوان در طرح فرش از آن استفاده كرد يا در كاشيكاري، مهم اين است كه هنرمند فرمهاي اصلي را بشناسد و به موتيفهاي اصلي در اين هنر كه همان ختاييها و اسليمي ها هستند واقف باشد بعد ميتواند با درايت از اين هنر استفاده كند.
آيا براي آموزش اين هنر كارگاههايي وجود دارد؟
در حال حاضر هم آتليههاي شخصي وجود دارد و هم يادگيري به صورت آكادميك در دانشگاهها انجام ميشود منتها شيوههايي كه براي تدريس وجود دارد متفاوت است بعضي از همان شيوه سنتي سينه به سينه استفاده مي كنند يعني استاد همه آموختههاي خودش را به هنرجو ياد ميدهد به نظر من اين كار بايد به صورت آكادميك باشد و يكسري مباني براي آن تعريف و تعيين شود و بتوانيم آن را به صورت يك شاخه مجزا در دانشگاه تدريس كنيم و اين هنر را به نوعي هميشه زنده نگهداريم
.
استاد غلامي به عنوان كسي كه مدتهاست در اين رشته از هنر مشغول كار هستيد آيا فكر ميكنيد شما و ديگر هنرمندان اين رشته توانستهايد چيزي به اين هنر اضافهكنيد يا كارهاي اين دوره هم صرفا تكرار همان آموزشهاي استادان گذشته است به عبارتي ديگر آيا اين هنر به اوج تكامل خود رسيده يا خير و اگر پاسخ شما منفي است آيا ميتوان در اين عرصه شاهد ابداعات نو و تازه بود؟
متاسفانه در عصر جديد و با دورشدن از فرهنگ غني، امروزه جز پوستهاي بيمعنا برداشت ديگري از هنر نميشود و فقط به اين هنر نگاهي تزئيني همچون هنرهاي ديگر دارند وكسي زحمت مطالعه دقيقتر حكمت آن را به خود نميدهند و اين فاجعه بزرگي در دوران ماست.
اما خوشبختانه در دو دههاخير نگاهها به اين هنر قدري مهربانتر شده است و در دانشگاهها به عنوان گرايشي از هنرهاي سنتي به هنرجويان آموزش داده ميشود و در بينالهاي برگزار شده به صور گوناگون به اين هنر پرداختهشدهاست.
البته همانطور كه گفتم هنر خيلي پوياست و اگر سفارشي نباشد و به هنرمند سپرده شود هميشه در حال تحول است هيچ وقت ركود ندارد و تنها چيزي كه هميشه در هنر باعث تحول شده و ميشود به نظر من عشق اين موهبت الهي است كه در وجود تمام آدمها نهاده شده منتها جهش هنرمند به جلو با توجه به عشقي كه دارد متفاوت است مطمئنا عشق آسماني يك هنرمند را بيشتر به رشد ميرساند هنرمند هميشه مرهون لطف خداوند است و انرژي به ذهن و قلب او وارد مي شود و او به خلق اثر هنري ميپردازد يكي از موهباتي كه خدا به انسانها داده آن قدرت خلق و خلاقيت خودش بوده كه در نوع زميني، مادران ما وارث آن بودند و در بعد معنوي هنرمندان. مسلما در دوران مختلف تحولات مختلفي صورت گرفته بعضي مواقع اين تحولات مثبت بوده و خود هنرمند راضي بوده و بعضي مواقع منفي بوده و ميشود گفت كه هنر ما دستخوش چنين اتفاقاتي شده است به عنوان مثال مي توانيم به بسياري از مينياتورهايمان خرده بگيريم چون خيلي زميني و جسماني شده ولي هنر تذهيب چون خيلي انتزاعي بوده فقط شايد بتوان گفت خيلي تزئيني تر شده ولي حال و هواي گذشتهخودش را حفظ كرده در هر صورت تغيير و تحولات هميشه وجود داشتهاند
.
آيا تا به حال در خارج از ايران نمايشگاهي ترتيب دادهايد؟
ما چون جزو نيروهاي حوزه هنري بودهايم از طريق امور نمايشگاهي حوزه هم در داخل و هم درخارج از كشور نمايشگاه داشتهايم در كشورهاي اسلامي و حتي كشورهاي اروپايي نمايشگاههايي به صورت گروهي برپا شده كه آثار همه هنرمندان حوزه هنري در بخشهاي مختلف به نمايش گذاشته شدهاند.